دلهاي سبز www.del-sabz.loxblog.com
|
حضرت ابوبکر صدیق(رض) از نگاه مرحوم دکتر عبدالحسین زرین کوب
ابوبکر از نگاه دکتر عبدالحسین زرین کوب ابوبکر از همان اول کار از مردم خواست که در کار خلافت اگر وی به راه راست می رود او را یاری کنند و اگر به کژی می گراید به راه راست بازش آورند. شیوه یی هم که در تمام مدت خلافت خویش ورزید ، پیروی بود از آنچه سنت پیغمبر خوانده می شد. در ایام حیات پیغمبر، وی در سُنح – جایی در بیرون مدینه – خانه یی محقّر داشت. وقتی هم خلیفه شد، تا شش ماه همچنان در آن خانه می زیست .هر روز پیاده – و گاه سواره- به شهر می آمد، به کار مردم رسیدگی می کرد ، مراسم نماز را بجای می آورد. به بازار می رفت و خرید و فروخت می کرد و شب هنگام به سنح باز می گشت . در سنح پیش از خلافت ، شتران و گوسفندان اهل محله را می دوشید. وقتی خلیفه شد از کوچه که می گذشت کنیزکی گفت: ابوبکر دیگر برای ما شیر نخواهد دوشید. خلیفه برگشت و گفت: به جان خودم که باز برای شما شیر خواهم دوشید و امید آن دارم که از این پس کاری که بر دست گرفته ام مرا از آنچه پیش از آن بدان مشغول بوده ام باز ندارد. با این همه ادامه اقامت سنح با کثرت مشغله یی که برایش پیش آمد ممکن نشد. چند ماه بعد هم سنح را رها کرد وهم از تجارت دست کشید. به شهر آمد و با مقرری سالیانه یی که از بیت المال می گرفت معیشت کرد وتا پایان عمر هم در مدینه ماند. اما در هنگام وفات وصیت کرد تا پاره یی زمین را که از آن وی بوده بفروشند و بجای آنچه در مدت خلافت گرفته بود به بیت المال پس دهند . در پایان حیات غیر از غلامی که او را خدمت می کرد، از مال دنیا شتری داشت که از شیر آن می خورد و قطیفه یی که پنچ درهم بیش نمی ارزید. ابوبکر در بستر مرگ وصیت کرد که آن هر سه را نیز به خلیفه یی که بعد از وی به خلافت می نشیند بدهند. می گویند وقتی اینها را نزد عمر بردند بگریست و گفت: خدای ابوبکر را بیامرزد کسی را که بعد از وی آمد به تعب انداخت. منبع: کتاب بامداد اسلام/ تالیف دکتر عبدالحسین زرین کوب/ انتشارات امیرکبیر 1385/ صفحه 74
نظرات شما عزیزان: موضوعات مرتبط: برچسبها: |
|
[ طراحي : وبلاگ اسکين ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] |